ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ممهور
نشانه های اختصاری
ممهور.
[ م َ ] (ع ص )
۞
مهرشده و امضاشده . (ناظم الاطباء). مختوم . مهربرنهاده . (یادداشت مرحوم دهخدا).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ممهد
ممهدالدوله
ممهر
ممهرة
ممهک
ممهک
ممهل
ممهو
ممهو ر
ممهوج
ممهور
ممهورة
ممهوک
ممو
ممو
مموس
ممول
ممولا
ممولو
مموم
ممون
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.31 ثانیه
واژه
معنی
ممهو ر
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
توضیح در مورد واژه ی (ممهور)
۱۷ آذر ۱۳۸۹
با سلام.همونطور که فامیلی بنده ممهوری هست و طی تحقیقاتی که کردم ،به این نتیجه رسیدم که در زمان قدیم " بانک" که هنوز وجود نداشته و امور بانکی یا شاید مشابه به این کارا رو اشخاصی انجام میدادند از جمله وام ،و سرمایه گذاری در کاری و .... که برای اعتبار بخشیدن به این امور از مهر استفاده میکردند و سندی ممهور به مهر رو به جای ضمانت به شخص میدادند،که اکثر این افراد از مالکین اراضی کشاورزی بودند و به خرید و فروش محصولات کشاورزی مشغول بودند که به این افراد لقب ممهوری رو میدهند ، البته این نظر من هستش .شما چه نظری دارید؟
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه