ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
سر زلف
نشانه های اختصاری
سر زلف .
[ س َ رِ زُ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) کنایه از زلف . (غیاث ). || کنایه ازناز و غمزه و عشوه و کرشمه و عتاب . (برهان ). کنایه از ناز و تبختر. (انجمن آرا) (آنندراج )
:
از رشک بنفشه را پریشان دارد
زلفش سر زلفی که به ریحان دارد.
ظهوری (از آنندراج ).
ناحق چو شانه در جگر زلف میکنم
با نوخطان سخن به سر زلف میکنم .
ملا مفید بلخی (از آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
سر دوانیدن
سر راه داشتن
سر راه گرفتن
سر رسن یافتن
سر رفتن
سر زانو نشستن
سر زبان بودن
سر زبان داشتن
سر زخم مالیدن
سر زدن
سر زلف
سر زمین پشی
سر سبز
سر سپرده
سر سخت
سر سری داشتن
سر سوش
سر سوی کسی نها...
سر شدن
سر شدن
سر شستن
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه