ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
خرقان
نشانه های اختصاری
خرقان .
[ خ َرْ رَ ] (اِخ ) نام شهری بوده است بنزدیکی تبریز به آذربایجان و اصل آن ده نخیرجان بوده منسوب به نخیرجان صاحب بیت المال کسری . (از معجم البلدان ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
خرقاء
خرقاء
خرقاء
خرقاء
خرقاء
خرقان
خرقان
خرقان
خرقان
خرقان
خرقان
خرقان افشار
خرقان بکشلو
خرقان طویل
خرقان قتلو
خرقان رود
خرقان رود
خرقانه
خرقانه ٔ علیا
خرقانی
خرقانی
واژه های همانند
11 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
خرقان
خرقان . [ خ َ رَ ] (اِخ ) نام ناحیتی است محدود به این حدود: مشرق : بلوک زهرا؛ مغرب : خمسه ؛ شمال : قزوین ؛ جنوب : همدان . خرقان دارای سه بلوک...
خرقان
خرقان . [ خ َ رَ ] (اِخ ) نام قریتی از قراء بسطام بر راه استرآباد است . در آنجا قبر ابوالحسن علی بن احمد است که صاحب کشف و کرامات بوده و ب...
خرقان
خرقان . [ خ َ ] (اِخ ) نام قریتی بوده از قراء سمرقند بر هشت فرسنگی آنجا. به این قریه ادیب ابوالفتح احمدبن حسین بن عبدالرزاق عیسی شاشی خرقا...
خرقان
خرقان . [ خ َرَ ] (اِخ ) شهری است بعمان . (یادداشت بخط مؤلف ).
خرقان
خرقان . [ خ َرْ رَ ] (اِخ ) نام قریتی بوده از قرای همدان که بعدها از مضافات قزوین شده است . (از معجم البلدان ). ظاهراً این همان خرقان نزد...
خرقان رود
خرقان رود. [ خ َ رَ رو ] (اِخ ) نام یکی از رودهای بخارا بوده است . (از تاریخ بخارای نرشخی ص 39).
خرقان رود
خرقان رود. [ خ َ رَ رو ](اِخ ) نام یکی از روستاهایی بوده که قبل از بنای بخارا بوجود آمده است . (از تاریخ بخارای نرشخی ص 5).
خرقان طویل
خرقان طویل . [ خ َ رَ طَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درزاب بخش حومه ٔ شهرستان مشهد واقع در 56هزارگزی شمال باختری مشهد. این ده در جلگه قرار...
خرقان قتلو
خرقان قتلو. [ خ َ رَ ن ِ ق َ ] (اِخ ) نام یک قسمت از سه قسمت خرقان نزدیک قزوین است . رجوع به خرقان نزدیک قزوین شود.
خرقان افشار
خرقان افشار. [ خ َ رَ ن ِ اَ ] (اِخ ) یکی از سه قسمت خرقان نزدیک قزوین است . رجوع به خرقان نزدیک قزوین شود.
1
2
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه