ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
آبار
نشانه های اختصاری
آبار.
(اِ) اُسْرُب . سرب . || سرب سوخته . آنُک محرق . رصاص اسود. (قاموس ). سرب سیاه . و طریقه ٔ ساختن آن آن است که سرب را در تابه ای آهنین نهند و کاسه ای که بن آن سوراخ است بر روی تابه واژگون کنند و بدمند تا آنگاه که سرب سوخته گردد و آن در علاج ریشها و بواسیر و سرطان بکار است . و نیز توتیا و اثمد را آبار نام داده اند، چه ماده ٔ عامله ٔ آن سرب سوخته است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
آبادکوشک
آبادگران
آباده
آباده ٔ اقلید
آباده ٔ زرتشت
آباده ٔ طشک
آبادی
آبادی کاغذ
آبادیان
آبادیس
آبار
آبار
آبار
آبار
آبار اعراب
آبارالنحاس
آباره
آباریان
آبازه
آباط
آبافت
واژه های همانند
14 مورد، زمان جستجو: 0.31 ثانیه
واژه
معنی
آبار
آبار. (اِ) دفتر حساب و دیوان حساب و آن را آواره و آوارجه نیز گویند و شاید کلمه صورتی از آمار و آماره است .
آبار
آبار. (ع اِ) ج ِ بئر.
آبار
آبار. (اِخ ) نام قریه ای به واسط.
آبار اعراب
آبار اعراب . [ رِ اَ ] (اِخ )نام شهرستانی به پنج فرسنگی اجفر میان اجفر و فید.
ابار
ابار. [ اَب ْ با ] (ع ص ، اِ) سوزنگر. سوزن فروش . || کیک . || چاه کن . کن کن . مقنی . || اشیاف ابار؛ دوائی است درد چشم را. || رصاص اسود....
ابار
ابار. [ اُ ] (اِخ ) نام جائی به یمن و گفته اند نام زمینی بدانسوی بلاد بنی سعد.
ابار
ابار. [ اِ ] (ع مص ) گشن دادن خرمابن . گرددادن نخل . || نیش زدن کژدم . || سوزن دادن سگ را. || غیبت کردن کسی را. || هلاک گردانیدن ....
ابار
ابار. [ اِ ] (ع اِ) ج ِ اِبْره . سوزنها.
عبار
عبار. [ ع َب ْ با ] (ع ص ) شتر نر توانا که از هر زمین گذرد و همیشه سفر کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تعبیر و تفسیرکننده ٔ ...
ابآر
ابآر. [ اَب ْ ] (ع اِ) ج ِ بئر.
1
2
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه