ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ماهوی
نشانه های اختصاری
ماهوی .
[ هَُ وی ] (ع ص نسبی )
۞
در لغت به معنی امر مربوط به اساس و ریشه و ذات هرچیز و هرکار را گویند مثلاً بحث ماهوی یعنی بحث مربوط به اصل کار نه فروع آن . (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).
-
دادگاه ماهوی
؛ (اصطلاح حقوقی ) در مقابل فرجام (دیوان کشور) به کار رفته است و شامل مرحله ٔ نخستین و پژوهش می باشد. (ترمینولوژی حقوق ، تألیف جعفری لنگرودی ). و رجوع به ماهیت شود.
-
رسیدگی ماهوی
؛ در مقابل رسیدگی فرجامی به کار رود و شامل رسیدگیهای دادگاه نخستین و پژوهش است .
- || قسمتی از رسیدگی دادگاههای ماهوی که موجب فصل خصومت بطور مستقیم (کلاً یا بعضاً) می باشد. (ترمینولوژی حقوق ، تألیف جعفری لنگرودی ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ماهورک
ماهوری
ماهوسک پایین
ماهوک
ماهوگانی
ماهول
مأهول
ماهونک
ماهونک
ماهونیا
ماهوی
ماهوی
ماهوی خورشید
ماهوی سوری
ماهویه
ماهویه
ماهی
ماهی
ماهی
ماهی
ماهی
واژه های همانند
4 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
ماهوی
ماهوی . (اِخ ) مرزبان مرو معاصر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی . هنگامی که یزدگرد از سپاه عرب شکست خورد به سوی او رفت و از وی یاری خواست...
حقوق ماهوی
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
ماهوی سوری
ماهوی سوری . [ ی ِ] (اِخ ) مرزبان مرو، معاصر یزدگرد سوم : خبر یافت ماهوی سوری زشاه که از مرز طوس اندر آمد سپاه . فردوسی .زماهوی سوری دلش گش...
ماهوی خورشید
ماهوی خورشید. [ ی ِ خوَرْ/ خُرْ ] (اِخ ) پسر بهرام نیشابوری یکی از دستیاران ابوالمنصور المعمری در گرد کردن شاهنامه ٔ منثور. (یادداشت به خط مرح...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه