ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ابوالفتوح
نشانه های اختصاری
ابوالفتوح .
[ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) مقلدبن نصربن منقذ. ملقب به مخلص الدین .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتوح
ابوالفتیان
ابوالفتیان
ابوالفخر
ابوالفداء
ابوالفداء
ابوالفداء
واژه های همانند
22 مورد، زمان جستجو: 0.03 ثانیه
واژه
معنی
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) ابن عیسی الشافعی . وفات به سال 710 هَ . ق . او راست : شرح مختصر المزنی .
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) احمدبن محمد. رجوع به ابن صلاح نجم الدین ... شود.
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن محمدبن محمدبن احمد طوسی غزالی ملقب به مجدالدین برادر امام ابی حامد غزالی . رجوع به احمد....
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) اسعدبن ابی الفضائل محمودبن خلف عجلی اصفهانی . ملقب به منتجب الدین . فقیه و واعظی شافعی فاضل و موصوف به...
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) برجوان . یکی از خُدّام و مدبرین امور عزیز نزار صاحب مصر و حاره ٔ برجوان در مصر منسوب بدوست . رجوع به برجوان...
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) بلکین بن زیری بن مناد الحمیری الصنهاجی . جدّ بادیس و نام دیگر او یوسف است او را معزبن منصور عبیدی خلیفگی ...
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) ثابت بن محمد جرجانی . رجوع یه ثابت ... شود.
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ](اِخ ) حسن بن جعفر شریف مکّه . رجوع به حسن ... شود.
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) حسین بن علی بن محمدبن احمد نیشابوری الأصل معروف به شیخ ابوالفتوح رازی ملقب به جمال الدین . یکی از اعلا...
ابوالفتوح
ابوالفتوح . [ اَ بُل ْ ف ُ ] (اِخ ) رازی . رجوع به ابوالفتوح حسین بن علی بن محمدبن احمد نیشابوری ... شود.
1
2
3
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه