صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
ضحاک نشانه های اختصاری
ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) الشیبانی . الحافظ ابوبکر احمدبن محمدبن عمرو النبیل ابی عاصم الضحاک الشیبانی الظاهری . او شانزده سال شغل قضای اصفهان داشت و کتب وی در فتنه ٔ زنج به بصره از میان بشد ولی مقدار پنجاه هزار حدیث از حافظه ٔ خویش بنوشت . از ابن اعرابی در طبقات النساک نقل شده است که وی هزار مسئله ٔ شقیق بلخی را از بر کرد. ضحاک مذهب ظاهری داشت و قیاس را منکر بود و بسال 287 هَ . ق . درگذشت . (معجم المطبوعات ج 2 ص 1220).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
38 مورد، زمان جستجو: 0.31 ثانیه
واژهمعنی
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (ع ص ) بسیارخند (و هو ذَم ٌ). (منتهی الارب ). خنده کننده . (مهذب الاسماء) : زشت آن زشت است و خوب آن خوب و بس دایم این ...
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن امیةبن ثعلبة. صحابی است . (منتهی الارب ).
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن بهلول الفقیمی . محدث است . (الموشح ص 106).
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن حمزة. محدث است .
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن خلیفةبن ثعلبةبن عدی بن کعب بن عبدالاشهل الانصاری ، از بنی قریظه . او معاصر پیغمبر اکرم بوده است . (امتاع الاس...
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا] (اِخ ) ابن زمل بن عبدالرحمن . محدث است . و او از سکاسک بن اشرس بن کنده است ، و سکاسک بطنی است از کنده . (عقدالفرید ج 3 ص ...
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن سفیان بن عوف بن کعب الکلابی مکنی به ابوسعید. صحابی شجاع . او نخست مأمور اخذ زکوة و عامل بر صدقات بنی کلاب ...
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن سلیمان بن سالم بن دهایة ابوالازهر المرئی الاوسی ، منسوب به امری ءالقیس بن مالک . وی ببغداد شد و بدانجا اقامت ...
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن شراحیل همدانی مشرقی . تابعی است .
ضحاک ضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن عزرب الازدی الاشعری الطبری الدمشقی . از ثقات تابعین بودو از جانب عمربن عبدالعزیز ولایت دمشق د...
1 2 3 4
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه