ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
جمهور
نشانه های اختصاری
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
جمن
جمنان
جمند
جمنده
جمهان
جمهرة
جمهلو
جمهور
جمهور
جمهور
جمهور
جمهوری
جمهوری
جمهوری
جمهوری اسلامی
جمهوریت
جمهوریة
جمهوریخواه
جمهوریخواهی
جموح
جموح
واژه های همانند
6 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژه
معنی
جمهور
جمهور. [ ج ُ] (ع اِ) ریگ توده ٔ بلند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || همه ٔ مردم . (منتهی الارب ). جل الناس و اشرافهم . (اقرب الموارد). توده...
جمهور
جمهور. [ ج ُ ] (اِخ ) ابن مرار عجلی . سردار لشکر مسلمین در جنگ علیه سنباد مجوسی درزمان ابوجعفر منصور بود که سرانجام با ابومنصور بنای مخالفت ...
جمهور
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
رئیس جمهور
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
ابن ابی جمهور
ابن ابی جمهور. [ اِ ن ُ اَ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن زین الدین علی بن ابراهیم احسائی . از علمای شیعه در قرن نهم هجری . مولد او شهر احسا. او علوم م...
ابن جمهور العمی
ابن جمهور العمی . [ اِ ن ُ ج ُ رِل ْ ع َم ْمی ] (اِخ ) محمدبن حسین بن جمهور العمی البصری . او از خواص اصحاب رضا علیه السلام است . و از اوست : ...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه