ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
متکشح
نشانه های اختصاری
متکشح .
[ م ُ ت َ ک َش ْ ش ِ ] (ع ص ) گاینده . (آنندراج )(از منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). کسی که با زنی نکاح میکند. (ناظم الاطباء). رجوع به تکشح شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
متکرر
متکرسف
متکرع
متکرفس
متکرم
متکره
متکری
متکسب
متکسر
متکسی
متکشح
متکشف
متکشی
متکعب
متکعکع
متکعنش
متکفر
متکفف
متکفل
متکفی
متکفی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه