ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
مطمئن
نشانه های اختصاری
مطمئن .
[ م ُ م َ ءِ
/
م ُ م َ ءِن ن ] (ع ص ) مأخوذ از تازی ، آرام و آسوده و راحت و راضی و خشنود و محفوظ و امن . (ناظم الاطباء). ایمن . خاطرجمع. استوار. بی گمان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
-
مطمئن خاطر
؛ آسوده خاطر
:
بدین ناحیت مقام کردند و ایمن و مطمئن خاطر بنشستند. (تاریخ قم ص
251
).
-
مطمئن خاطر گشتن (گردیدن )
؛ آسوده خاطر گردیدن
:
با این اشاعت عدل و احسان مطمئن خاطر گشتند. (ظفرنامه ٔ یزدی ج
2
ص
381
).
-
مطمئن شدن
؛ آسوده شدن . آرام یافتن . آرامیدن .
-
مطمئن گردیدن
. رجوع به ترکیب بعد شود.
-
مطمئن گشتن
؛ مطمئن گردیدن .آسوده خاطر گشتن . اطمینان یافتن .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
مطلوقه
مطلول
مطلولة
مطلی
مطلی
مطلی
مطلی
مطلیة
مطلیق
مطمئن
مطمئن
مطمئناً
مطمئنة
مطمار
مطماع
مطمأن
مطمح
مطمح
مطمح نظر
مطمحر
مطمر
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.08 ثانیه
واژه
معنی
مطمئن
مطمئن . [ م ُ م َ ءِن ن ] (ع ص ) آرامنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ساکن . (اقرب الموارد) (محیط المحیط). آرمیده و سکون گیرنده : من کفر...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه