ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
بروجرد
نشانه های اختصاری
بروجرد.
[ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) وروجرد. وروگرد. ولوگرد. بروگرد
۞
. شهرکیست خرم [ از جبال ] و بانعمت ، و از وی زعفران و میوه ٔ نیک خیزد. (حدود العالم ، ذیل بروگرد). شهری است بین همدان و کرج ، اول قریه ای بود بعد بزرگ شد. (از مراصدالاطلاع ). لقب این شهر دارالسرور بوده است . (یادداشت دهخدا). شهری است زیبا از بلاد جبل در هجده فرسنگی همدان . این شهر انهار و اشجار زیاد دارد. (از الانساب سمعانی ). شهری است بین همدان و کرج ، با همدان هجده فرسنگ و با کرج ده فرسنگ فاصله دارد. طول آن نیم فرسخ و عرض آن اندک است . ابتدا قریه ای بیش نبودو چون «حمولة» وزیر آل ابودلف کارش بالا گرفت آنجا رامنزلگاه خود ساخت و منبری در آنجا برای خود اختیار نمود. شهری است مستحکم و پر خیر و برکت که میوه های آن به کرج (کرج ابودلف ، کره رود) حمل میشود. زعفران نیز در آنجا میروید. (از معجم البلدان ). نام شهری است نزدیک به همدان و اصل در آن پیروزگرد بوده یعنی شهر فیروز و معرب شده است . (از آنندراج ). شهر بروجرد مرکز شهرستان بروجرد از استان ششم کشور بوده ، مشخصات آن بشرح زیر است : مختصات جغرافیایی - این شهر در
48
درجه و
40
دقیقه ٔ طول شرقی و
33
درجه و
54
دقیقه ٔ عرض شمالی واقع است و اختلاف ساعت آن با تهران
11
دقیقه است . فاصله ٔ بروجرد نسبت به شهرهای مجاور بشرح زیر است : طهران
533
، خرم آباد
111
، همدان
143
، اراک
226
، خمین
275
، گلپایگان
323
، ملایر
57
کیلومتر. هوای شهر سردسیر سالم و در تابستان معتدل و در زمستان خیلی سرد می شود. شهر بروجرد طبق آخرین صورت اداره ٔ آمار دارای
46
هزار تن سکنه است و در حدود
900
باب مغازه و دکاکین و دوهزار عمارات مختلف و پنج دستگاه ساختمان دولتی متعلق به شهرداری ، بهداری ، فرهنگ ، پست و تلگراف و دارائی است . دو بازار بزرگ آن مشهور به بازار مسجد شاه و بازار مسجد جامع است . از میدان مرکزی شهر دو خیابان در جهت شمال و جنوب احداث شده به خیابان شاهپور مشهور و طرفین آن به شوسه ٔ ملایر - خرم آباد منتهی می گردد. آب آشامیدنی از قنوات امامزاده جعفر و غلامعلی خان بیرجندی تأمین می شود. در این شهر
4
دبیرستان و
12
دبستان پسرانه و
7
دبستان دخترانه وجود دارد. اکثر ساکنان شهر مسلمان و شیعه ٔ اثناعشری می باشند. در حدود
2500
تن کلیمی نیز در این شهر ساکنند. از بناهای تاریخی شهر بنای مسجد جامع است که از آثار قرن چهارم هجری است . بناهای مسجد شاه ، امامزاده جعفر، امامزاده قاسم ، امامزاده بیژن ، شاهزاده ابوالحسن نیز از آثارقدیمه ٔ آن میباشد. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج
6
).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
بروت
بروتاغوراس
بروتوس
بروتوس
بروث
بروثا
بروج
بروج
بروج
بروج دوازده گانه
بروجرد
بروجرد
بروجردی
بروجردی
بروجن
بروجن
بروجی
بروجی
بروچ
بروح
بروح
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.03 ثانیه
واژه
معنی
بروجرد
بروجرد. [ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) (شهرستان ...) یکی از شهرستان های استان ششم کشور بوده و محدود است از شمال به شهرستان ملایر، از جنوب و مغرب به شهر...
مسجد جامع بروجرد
مسجد جامع بروجرد. [ م َ ج ِ دِ م ِ ع ِ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) مسجدی است قدیمی که به مرور ایام بر بناهای آن افزوده شده است . گنبد جنوبی آن از بنا...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه