صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

جلل نشانه های اختصاری
جلل . [ ج َ ل َ ] (ع ص ، اِ) کاربزرگ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) :
و لئن عفوت لاعفون جللا
و لئن سطوت ُ لموهن عظمی .

؟ (از اقرب الموارد).


|| کار آسان و این کلمه از اضداد است . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) :
الا کل شی ٔ سواء جلل

امروءالقیس (از اقرب الموارد).


|| بخاطر. برای . (منتهی الارب ): فعله من جللک ؛ کرد آنرا بخاطر تو. (منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.23 ثانیه
واژهمعنی
جلل جلل . [ ج ُ ل َ ] (ع اِ) ج ِ جُلَّة بمعنی زنبیل بزرگ برای خرما. (از اقرب الموارد). رجوع به جُلَّة شود. || ج ِ جُلّی ̍. (اقرب الموارد). رجوع...
جلل جلل . [ ج ُ ل ُ ] (ع اِ) ج ِ جُلّی ̍. (منتهی الارب ). رجوع به جلی شود.
جلل جلل . [ ج ُ ل َ ] (اِخ ) ناحیه ای است از توابع صنعاء در یمن . (از معجم البلدان ).
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه