صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
بنادر نشانه های اختصاری
بنادر. [ ب َ دِ ] (ع اِ) ج ِ بندر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). ج ِ عربی بندر. چنان که بنادر فارس . (یادداشت مرحوم دهخدا). بندرها. شهرهای واقع در بندر. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بندر شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
بنادر جنوب بنادر جنوب . [ ب َ دِ رِ ج َ ] (اِخ ) مجموع بندرهای ایران در ساحل خلیج فارس و بحر عمان ، شامل بندرعباس ، بندر بوشهر، بندر لنگه ، بندر جاسک ،چاه...
بنادر خلیج فارس بنادر خلیج فارس .[ ب َ دِ رِ خ َ ج ِ ] (اِخ ) رجوع به خلیج فارس شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه