صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
یوهان نشانه های اختصاری
یوهان . [ ی ُ ] (اِخ ) ۞ یاکب (یعقوب ) رایسکه . خاورشناس و پزشک آلمانی . به سال 1128 هَ . ق . / 1716 م . در زربیج از توابع ساکس متولد شد و در هاله ٔ آلمان عربی آموخت و در لیدن تحصیلات خود را تکمیل کرد و به استادی پزشکی و زبان عربی در لیدن تعیین شد و به سال 1188 هَ . ق . / 1774 م . در لایپزیک درگذشت . وی «تاریخ ابی الفداء» را با ترجمه ٔ لاتینی آن در 5جلد به دستیاری آدلر ۞ و نیز «نزهة الناظرین فی تاریخ من ولی مصر من الخلفاء والسلاطین » تألیف مرعی بن یوسف را منتشر ساخت . و مقامات حریری و معلقه ٔ طَرَفه و رسالةالجدیة ابن زیدون باشرح صفدی را به زبان لاتینی و برگزیده ای از اشعار متنبی را به زبان آلمانی برگرداند. (از اعلام زرکلی ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
5 مورد، زمان جستجو: 0.03 ثانیه
واژهمعنی
یوهان یوهان . [ ی ُ ] (اِخ ) ۞ گوتفرید لودویک کوزگارتن . خاورشناس نامی آلمانی (1207-1279 هَ. ق . / 1793-1862 م .). وی در آلتن کیرشن متولد شد و در پا...
یوهان یوهان . [ ی ُ ] (اِخ ) ۞ گوتفرید وتسشتاین (1256 هَ . ق . / 1840 م . - 1323 هَ . ق . / 1905 م .). خاورشناس آلمانی که از طرف کشورش در دمشق کنسول...
یوهان یوهان . [ ی ُ ] (اِخ ) ۞ لودویک برکهارت . خاورشناس و جهانگرد سویسی . به سال 1199 هَ . ق . / 1784 م . در لوزان ۞ متولد شد و به سال 1806 م . ...
یوهان یوآخیم وینکلماناین واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
یوحان یوحان . [ ] (اِخ ) ۞ نام زن کوز است . (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 212).
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه