صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
خدیجه نشانه های اختصاری
خدیجه . [ خ َ ج َ ] (ع اِ) نامی است از نامهای زنان . (از ناظم الاطباء). در عرف خدیج هم گویند.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
29 مورد، زمان جستجو: 0.03 ثانیه
واژهمعنی
خدیجه خدیجه .[ خ َ ج َ ] (اِخ ) دختر علی ابی طالب امیرالمؤمنین است که بنابر قول صاحب حبیب السیر نام مادر او معلوم نیست . (از حبیب السیر چ کتابخ...
خدیجه خدیجه . [ خ َج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرطا بخش رامهرمز شهرستان اهواز. واقع در پانزده هزارگزی شمال خاوری رامهرمز کنار راه شوسه ٔ هفتگل ...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) الکبری مشهور به ام المؤمنین ، اول زن پیغمبر اسلام است که دختر خویلدبن اسدبن عبدالعزی بن قصی از اشراف قریش بود...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) النویری ، مکنی به ام الفضل . وی دختر فقیه ابوالقاسم عبدالرحمن بن قاسم بن حسین بن عبداﷲ نویری و از محدثان اواسط قر...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) ام القاسم دختر هارون الرشید. هارون الرشید را از کنیزان (امهات ) چهارده دختر بوده که یکی از آنها خدیجه است . (حبیب ا...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) بنت ابی محمد عبداﷲبن سعید شنجالی . از فضلا و زنان محمد محدثه بود که از شنجاله برخاست و شنجاله از شهرهای اسپانیا اس...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) بنت بدران معروف به ام سلمه . دختر شهاب الدین احمدبن خلف بن عبدالعزیزبن بدران الحسینی است اوزنی محدثه و از اشیا...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ](اِخ ) بنت الحسن بن سهل معروف به بوران . حسن بن سهل ، وزیر مأمون است . بوران بزوجیت مأمون درآمد خوراک بورانی منسوب به...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) بنت حسن بن علی بن عبدالعزیز. او عم زاده ٔ قاضی محیی الدین بن الزکی و خاله ٔ پدر معین الدین القرشی است . این زن از...
خدیجه خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) بنت خویلد، همسر پیغمبر اسلام . رجوع به خدیجه الکبری شود.
1 2 3
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه