ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
سریاح
نشانه های اختصاری
سریاح .
[ س ِ] (ع ص ) دراز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد دراز. || (اِ) جرادالطویل . ملخ . (اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
سری
سری
سری سقطی
سری کردن
سری الرفا
سری ترشیزی
سری خنور
سری کوه
سری هارمونیک
سریا
سریاح
سریاز
سریان
سریاناس
سریانی
سریت
سریت
سریة
سریة
سریج
سریجا
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
ام سریاح
ام سریاح . [ اُم ْ م ِ س ِ ] (اِخ ) زن دراج بن زرعه ٔ شبابی امیر مکه بود. (یادداشت مؤلف ).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه