صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
خیره سر نشانه های اختصاری
خیره سر. [ رَ / رِ س َ ] (ص مرکب ) بیهوده گرد. بوالهوس . || سرکش . (غیاث اللغات ). لجوج . ستهنده . عنود. یک دنده . گستاخ . بیشرم . لجاجت کننده . پندناپذیر. (یادداشت مؤلف ) :
به خیره سر شمرد سیر خورده گرسنه را
چنانکه درد کسان بر دگر کسی خوارست .

رودکی .


پس آنگه چنین گفت با کوهزاد
که ای دزد خیره سر بدنژاد.

فردوسی .


بدو گفت شاه ای بد خیره سر
چرا آمده ستی بدین بوم و بر.

فردوسی .


همش خیره سر دید و هم بدگمان
بدشنام بگشاد خسرو زبان .

فردوسی .


گروهی آنکه ندانند باز سیم از سرب
همه دروغزن و خربطند و خیره سرند.

قریع الدهر.


دژم گفتش افریقی جنگجوی
که رو خیره سر پهلوان را بگوی .

اسدی (گرشاسبنامه ).


گفت موسی های خیره سر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی .

مولوی .


باز بر زن جاهلان غالب شوند
زانکه ایشان تند و بس خیره سرند.

مولوی .


زود باشد که خیره سر بینی
بدو پای اوفتاده اندر بند.

سعدی (گلستان ).


که ای خیره سر چند پویی پیم
ندانی که من مرغ دامت نیم .

سعدی (بوستان ).


وین شکم خیره سر پیچ پیچ
صبر ندارد که بسازد بهیچ .

سعدی (گلستان ).


|| پریشان . (غیاث اللغات ). احمق . ابله . بی عقل . غلطکار. (ناظم الاطباء). متحیر. گیج . دنگ . (یادداشت بخط مؤلف ) :
چنین گفت پس کای گرامی دبیر
تو کاری چنین بر دل آسان مگیر
شهنشاه ما خیره سر شد بدان
که خلعت فرستادش از دوکدان .

فردوسی .


پدر کشته و کشته چندان پسر
بماند اندر آن درد و غم خیره سر.

فردوسی .


چون ماهی شیم کی خورد غوطه چغوک
کی دارد جغد خیره سر لحن چکوک .

لبیبی .


سپهدار از اندیشه شد خیره سر
همی گفت این بخش یزدان نگر.

اسدی .


بهو ماند بیچاره و خیره سر
شدش خیره گیتی ز دل تیره تر.

اسدی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه