ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
کفالة
نشانه های اختصاری
کفالة.
[ ک َ ل َ ] (ع مص ) پذیرفتار گردیدن . (از منتهی الارب ). عیال داری کردن از کسی و انفاق کردن در حق او. (از اقرب الموارد).پذیرفتاری کردن . (ترجمان القرآن ). ضامن و پایندان شدن به کسی . (از شرح قاموس ). پایندانی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). ضامن و متعهدشدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). کفل . کفول .(ناظم الاطباء). ضامن کسی شدن . کفیل شدن . (فرهنگ فارسی معین ). || عهده دار اجرای امری به عوض کسی گردیدن . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کَفل و کفالت شود. || (اِمص ) پذرفتاری به مال و به نفس و ضمانت . (ناظم الاطباء). و رجوع به کفالت شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
کفاس
کفاش
کفاشی
کفاف
کفاف
کفاف
کفاف
کفاک
کفال
کفالت
کفالة
کفاندن
کفانه
کفانیدن
کفانیده
کفایت
کفایة
کفایت داشتن
کفایت کردن
کفایتی
کفت
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه