ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
انتصار
نشانه های اختصاری
انتصار.
[ اِ ت ِ ] (ع مص )داد ستدن . (منتهی الارب ) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). داد بستدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). کینه کشیدن از ظالم و انصاف از دشمن ستدن و انتقام کشیدن . (آنندراج ). انتقام . (از اقرب الموارد). || یاری دادن . نصرت دادن . (فرهنگ فارسی معین ): انتصر علی عدوه ؛ یاری داد او را بر دشمنش . (ناظم الاطباء). || پیروزی یافتن . پیروز شدن . غالب گردیدن . (فرهنگ فارسی معین ). || استظهار. (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
انتشاع
انتشاغ
انتشاف
انتشال
انتصاء
انتصاب
انتصاب نمودن
انتصابات
انتصات
انتصاح
انتصار
انتصار
انتصاص
انتصاف
انتصال
انتضاء
انتضاح
انتضاخ
انتضاد
انتضاف
انتضال
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
انتصار
انتصار. [ اِ ت ِ ] (مأخوذ از ع ، اِمص ) کینه کشی . انتقام : بر عزم انتصار و طلب ثار بر جانب قومش رحلت کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 72). ایلک خ...
انتثار
انتثار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پراکنده شدن . (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (ناظم الاطباء) ۞ (از المنجد) (آنندراج ). || بینی افشاندن بعد از...
انتسار
انتسار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) انتشار. (از اقرب الموارد).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه