ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
از پروژه لغت نامه حمایت کنید
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
مزلف
نشانه های اختصاری
مزلف .
[ م ُ زَل ْ ل َ ] (ص ) نعت مفعولی منحوت از زُلف فارسی به سیاق عربی . دارای زلف . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معشوق صاحب زلف و نوخط و این تصرف فارسی زبانان متعرب است در اصطلاحات به معنی معشوق نوخط و در چراغ هدایت نوشته که مزلف لفظی است صناعی فارسی زبانان متعرب که به طریق صیغه ٔعربی آورده اند مأخوذ از زلف فارسی است . از عالم نزاکت که از لفظ نازک تراشیده اند. (آنندراج ) (غیاث ). مولد از اختلاط پارسی با تازی ، زلف دار و دارای زلف . (ناظم الاطباء) (نعت مفعولی ) از زلف به سیاق عربی ، آنکه دارای زلف است ، معشوق زلف دار. پسری که زلف آراسته دارد. ژیگولو
۞
:
مزلف است رخ خامه ام ز بخت سیاه
سواد شام فراقم خط لب جام است .
محمداسحاق شوکت (از بهار عجم ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
مزلاج
مزلاخ
مزلاق
مزلاگه
مزلت
مزلة
مزلة
مزلج
مزلع
مزلعب
مزلف
مزلفة
مزلفة
مزلفة
مزلق
مزلق
مزلق
مزلق
مزلق
مزلقة
مزلقة
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
بچه مزلف
به معنای گیسو آراسته
مظلف
مظلف . [ م ُ ظَل ْ ل َ ] (ع ص ) افزون شده و زیادگشته . || دارای سم شکافته . (ناظم الاطباء).
مذلف
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه